خانه نجوم نجف آباد

 سلام بر حسین(ع)

میگذاری دلت تو را با خودش ببرد و چشمهایت ، که از پشت پرده نازک اشک ، جمعیت سیاهپوش را نظاره میکند .

صدای گریه ات را از درون قلبت می شنوی . از عمق احساست . انگار دیگر خودت نیستی.شده ای ذره ای میان جمعیت . قطره ای از دریا و حرفی را تکرار میکنی . عبارتی که دلت را می لرزاند و قلب های همه را نیز هنگامی که می گویند : یا حسین

و این چه نوحه ای است که تمام غم های عالم را به دلت می ریزد و روایت کدام مظاومیت که برای یک عمر گریه ، اشک خواهد آورد . چیست حکمت این غمنامه ابدی و این داغ همیشگی که هرآن تازه تر می شود . صبر می کنی تا دلت آرام تر شود اما نه ، دلت دیگر به تو گوش نمی دهد .آرامشی در کار نیست . اصلاً مگر می شود آرام بود ؟

نگاهت جمعیت را دور می زند . تمام صورت ها آینه ای شده اند تا حدیث آن روایت را در بی نهایت انعکاس دهند . باید گفت که آن واقعه عظیم چگونه روی داده است و آن مرد بزرگ ، آن امام بزرگوار با چه انگیزه ای آن نهضت بی مانند را برپا کرده است . حالا تویی و محرمی دیگر و داغی که باز تازه می شود . گرچه هیچ گاه کهنه نبوده است و شنیدن نام امام حسین (ع) همیشه همان بغض همیشگی را در گلویت نشانده است.

 

 

نوشته شده در ساعت توسط نظرات ()

Design By : Pars Skin


فروشگاه اینترنتی گنبد نیلگون