خانه نجوم نجف آباد

قمر در عقرب (قسمت دوم)

 

دو مفهوم سعد و نحس

در میان مردم معمول است که بعضى از روزها را روز سعد و مبارک، و بعضى را روز شوم و نحس مى شمرند، هر چند در تعیین آن اختلاف بسیار است، سخن اینجا است که این اعتقاد عمومى تا چه حد در اسلام پذیرفته شده است؟

 

صحت تاثیر قمر در عقرب بر زندگی

در رویات زیادی آمده است که هر که در هنگام قمر در عقرب ازدواج کند یا سفر رود روی خوشی را نبیند.

 

 عمل به پدیده های نجومی آری یا خیر؟

 

« قیس بن سعد، گفت: بسیار می شد که با أمیر المؤمنین (ع) در هر سفرى که می رفت همراه بودم، چون به جانب مردم نهروان تاخت و به مدائن رسیدیم و من آن روز همدوش او بودم، مردمى از دهقانان به پیشواز او آمدند، و چند استر پیشکش آوردند و آنها را پذیرفت، و یکى از دهقانان مدائن بنام «سرسفیل» که پارسیان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در مورد آینده به او مراجعه می کردند وجود داشت. چون امیر المؤمنین (ع) را دید گفت: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com


دو مفهوم سعد و نحس

در میان مردم معمول است که بعضى از روزها را روز سعد و مبارک، و بعضى را روز شوم و نحس مى شمرند، هر چند در تعیین آن اختلاف بسیار است، سخن اینجا است که این اعتقاد عمومى تا چه حد در اسلام پذیرفته شده است؟ و یا از اسلام گرفته شده است؟ البته این از نظر عقل محال نیست که اجزاء زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند، بعضى داراى ویژگیهاى نحوست، و بعضى ویژگیهاى ضد آن، هر چند از نظر استدلال عقلى راهى براى اثبات یا نفى چنین مطلبى در اختیار نداریم، همین اندازه مى گوئیم ممکن است ولى از نظر عقل ثابت نیست. 

بنابر این اگر دلائل شرعى از طریق وحى که افقهاى وسیعترى را روشن مى سازد بر این معنى در دست داشته باشیم قبول آن نه تنها بى مانع بلکه لازم است. در آیات قرآن کریم تنها در دو مورد اشاره به نحوست ایام شده است:

یکى در آیات سوره قمر، و دیگرى در آیه 16 سوره فصلت که درباره همین ماجراى قوم عاد سخن مى گوید در آنجا می‌خوانیم: « فارسلنا علیهم ریحا صرصرا فى ایام نحسات...»

 ما تندبادى سخت و سرد در روزهاى شومى بر آنها مسلط ساختیم.

و در نقطه مقابل، تعبیر مبارک نیز در بعضى از آیات قرآن دیده مى شود، چنانکه در باره شب قدر مى فرماید:

«انا انزلناه فى لیلة مبارکة» ؛ ما قرآن را در شبى پر برکت نازل کردیم (دخان/3).

به این ترتیب قرآن جز اشاره سربسته اى به این مساله ندارد، ولى در روایات اسلامى به احادیث زیادى در زمینه نحس و سعد ایام برخورد مى کنیم که هر چند بسیارى از آنها روایات ضعیف است و یا احیانا آمیخته با بعضى روایات مجعول و خرافات مى باشد، ولى همه آنها چنین نیست، بلکه روایات معتبر و قابل قبولى در میان آنها بدون شک وجود دارد، چنانکه مفسران نیز در تفسیر آیات سوره قمر بر این معنى صحه نهاده اند.

در موضوع نحوست ایام، دو مسأله است. یک مسأله این است که ما برخی روزهای سال را مبارک می شماریم و برخی را نحس و شوم،  به اعتبار حادثه ای که در آن روز واقع شده، و مقصود ما این نیست که این روز از آن جهت که این روز است مبارک است یا این روز از آن جهت که این روز است شوم است، بلکه مقصود ما این است که این روز برای ما یادآور حادثه پر برکتی است یا این روز برای ما یادآور حادثه شومی است.

مثلا ما روز عید غدیر را روز مبارک می دانیم ولی نه به اعتبار اینکه هجدهم ذی الحجه است که چون ماه، ماه ذی الحجه است و این روز هجدهمین روز ماه ذی الحجه است مبارک است، اعم از اینکه در این روز حادثه ای واقع شده باشد یا نشده باشد، اعم از اینکه در این روز پیامبر اکرم (ص) ، علی (ع) را به خلافت نصب کرده باشد یا نکرده باشد، این روز، روز مبارک است و چون این روز مبارک بود، پیغمبر (ص) علی (ع) را در این روز به خلافت نصب کرد، یعنی بخت حادثه یوم الغدیر بلند بوده که در این روز واقع شده است، این روز از قدیم الایام و قبل از این هم روز مبارکی بوده، از اولی که این آسمان و زمین درست شده روز هجدهم ذی الحجه روز مبارکی بوده و حادثه غدیر در روزی که خودش مبارک بود واقع شد.

یک وقت انسان این طور فکر می کند. این طرز فکر، اساسی نمی تواند داشته باشد. نه عقل می تواند آن را قبول کند و نه از نظر نقل ما می توانیم تأییدی برای آن بیاوریم. ولی یک وقت به آن معنای دوم است: هجدهم ذی الحجه، چون در این روز برای ما حادثه مبارکی رخ داده است ما این روز را مبارک می شماریم. هجده ذی الحجه مبارکی خودش را از حادثه غدیر دارد نه حادثه غدیر از هجدهم ذی الحجه.

از مطالب بالا روشن می شود که این مطلب نیز به خودی خود صحیح است ؛ ولی راه فهمیدن آن علم نجوم یا علم غیب است ؛ علم غیب که به اذن خدا مختصّ انسانهای خاصّی است ؛ احکام علم نجوم نیز چنان که دانسته شده قطعی نیست. لذا در حال حاضر جز آنچه معصومین (ع) گفته اند بقیّه سخنان در این باب گمانه زنیهایی بیش نیستند.
با نظر به روایات معصومین (ع) در این باب ، به نظر می رسد که حضرات معصومین (ع) آنچه را که در این باب قطعی و به حال مردمان مفید بوده را بیان نموده اند.
روایات این باب بسیار فراوان است لذا ذکر آن در این نامه نمی گنجد.

 

صحت تاثیر قمر در عقرب بر زندگی

در رویات زیادی آمده است که هر که در هنگام قمر در عقرب ازدواج کند یا سفر رود روی خوشی را نبیند.
امام صادق (ع) فرموند: «هر که قمر در عقرب سفر کند یا زن بگیرد خیر نبیند». و امام کاظم (ع) فرمودند: «هر که در محاق ماه زن‏ گیرد دل نهد به افتادن بچه و سقط جنین»
ظاهراً مراد از قمر در عقرب بودن قمر در صورت فلکی عقرب است نه بودن آن در برج عقرب ؛ چون اوّلی یک روز است ولی دومی یک ماه. همچنین مراد از محاق ، اول هر ماه قمری است که ماه دیده نمی شود.

 

عمل به پدیده های نجومی آری یا خیر؟

« قیس بن سعد، گفت: بسیار می شد که با أمیر المؤمنین (ع) در هر سفرى که می رفت همراه بودم، چون به جانب مردم نهروان تاخت و به مدائن رسیدیم و من آن روز همدوش او بودم، مردمى از دهقانان به پیشواز او آمدند، و چند استر پیشکش آوردند و آنها را پذیرفت، و یکى از دهقانان مدائن بنام «سرسفیل» که پارسیان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در مورد آینده به او مراجعه می کردند وجود داشت. چون امیر المؤمنین (ع) را دید گفت: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟ گفت: یا أمیر المؤمنین ستاره‏ها که بر آمدند نظر بد به هم دارند سعدها نحس شدند و نحسها سعد شدند، و در چنین روزى باید نهان شد و بر جاى نشست، این روز تو کشنده است، و در آن ستاره جنگجو قِران کردند، بهرام در برج میزان شرف یافته و از برج تو آتش فروزد و براى تو جاى نبرد نیست. أمیر المؤمنین (ع) لبخندى زد و فرمود: اى دهقانِ خبرگزار و بیم ده از مقدّرات ، دیشب در آخر برج میزان چه فرود آمد، و کدام ستاره در سرطان ورود کرد؟ گفت: من آن را بررسى کنم، و از آستین خود اسطرلابى و تقویمى برآورد. امام (ع) به او فرمود: تو ستاره‏ها را سیّاره می گردانى؟ گفت: نه، فرمود: تو بر ثوابت حکمفرمائى؟ گفت: نه، فرمود: به من خبر ده از طول برج اسد و در وی اش از مطالع و مراجع ؛ زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ گفت: من نمی دانم فرمود: چیست میان سرارى و درارى ، و میان ساعات تا معجرات ، و چه اندازه است پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مى‏شود سپیده دم در بامدادان؟ گفت:نمیدانم. فرمود: اى دهقان می دانى که امروز پادشاهى چین ، از خاندانى به خاندانى منتقل شد و برج ماجین وارو شد، و خانه‏هائى در زنج سوخت، و چاه سراندیب جوشید، و دژ اندلس ویران شد، و مورچه شیح به هیجان آمد، و مراق هندى گریزان شد، و پیشواى یهود در ایله مفقود گردید ، و سردار روم در رومیه نابود شد، و راعب عموریه کور شد و کنگره‏هاى قسطنطنیه فرو ریخت، تو این حوادث را می دانى ؛ و چه چیز آنها را پدید آورده شرقى یا غربى فلک؟ گفت من اینها را نمی دانم، فرمود:به کدام اختر بالاى قطب قضاوت می کنى، و به کدام نحس شود آنچه نحس شده؟ گفت:من آن را نمی دانم. فرمود: می دانى امروز 72 عالم خوش شدند که در هر عالمى هفتاد عالم است برخى در خشکى و برخى در دریا، و بعضى در کوهها، و بعضى در بیشه‏ها، و بعضى در آبادیها، و چه خوش کرد آنها را؟ گفت: من آن را ندانم، فرمود: اى دهقان به گمانم با قِران مشترى و زحل قضاوت کردى که در آغاز شب برایت روشن شدند و درخشانى مریخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پدید شد، و سیر کرد و جرمش بجرم تربیع ماه پیوست، و این دلیل است که امروز یک ملیون آدمى زادند و مانند آنها بمیرند، و با دستش اشاره کرد به جاسوس معاویه که در لشکر او بود، و فرمود این هم می میرد، زیرا از همانها است و چون آن را فرمود: آن مرد گمان کرد که فرمود: او را بگیرید، و دلش گرفت و نفسش در سینه‏اش بند آمد و همان وقت مرد. امام فرمود: اى دهقان به تو ننمایم نمونه‏هاى تقدیر را در صورتى کامل؟ گفت: چرا یا امیر المؤمنین، فرمود: اى دهقان، همانا ما پدیدار قطبیم، و آنچه دیشب پنداشتى که از برج من آتش فروزد بایدت که به سود من قضاوت کنى، زیرا روشنى و تابشش نزد من است و شعله‏اش از من می رود، اى دهقان این قضیه‏ای است دشوار، آن را حساب کن و از آن نتیجه بگیر اگر دانائى به اکوار و ادوار، فرمود:اگر این را بدانى می دانم که بندهاى نى این نیزار را شماره توانى کرد.امیر المؤمنین (ع) گذشت و خوارج نهروان را شکست داد و کشت و با غنیمت و پیروزى برگشت، و دهقان گفت: این دانشى نیست که در دست مردم زمان ما است، این دانش مایه‏اش از آسمانست.

از این روایت بر می آید که علم نجوم واقعیّت دارد ولی پیچیدگی آن فراتر از آن است که افراد عادی بتوانند به طور کامل از آن مطّلع گرددند. لذا خطا در وادی به مراتب بیشتر از صواب است.
آنچه قطعاً از معصومین (ع) رسیده مناسب است که رعایت شود. لکن تا آن اندازه که زندگی را مختلّ نکند ؛ چون دین برای این نیست که انسان خود را به سختی بیندازد. لذا در اموری که در طول زندگی کم رخ می دهند مثل ازدواج و سفرهای طولانی ، بهتر است که با افراد عالم ، متّقی و وارد در این گونه امور مشورت شود. چون به صرف دیدن یک روایت نمی توان به آن عمل نمود.چرا که روایات صحیح و سقیم و خاصّ و عامّ و مطلق و مقیّد دارند لذا کسی که در این گونه امور اظهار نظر می کند باید عالم به احادیث باشد

 

نوشته شده در ساعت توسط نظرات ()

Design By : Pars Skin


فروشگاه اینترنتی گنبد نیلگون